کاهش صدور پروانههای ساختمانی در کنار تداوم نسبی تولید و معاملات سیمان، یکی از پرسشهای مهم این روزهای بازار مصالح ساختمانی را مطرح کرده است: چرا کاهش شاخص شروع پروژههای جدید، هنوز به افت متناسب در قیمت سیمان منجر نشده است؟ بررسی این وضعیت نشان میدهد برای تحلیل دقیق بازار سیمان نمیتوان تنها به قیمت سیمان یا تعداد پروانههای ساختمانی اتکا کرد و باید تولید، عرضه، معاملات، نوع مصرف، پروژههای در حال اجرا و سایر بخشهای مصرفکننده سیمان را همزمان مورد بررسی قرار داد.
بازار سیمان یکی از مهمترین حلقههای زنجیره تأمین صنعت ساختمان است؛ اما رفتار این بازار الزاماً همزمان با شاخصهای شروع پروژههای ساختمانی تغییر نمیکند.
همین موضوع باعث شده فاصله میان آمار ساختوساز و دادههای بازار سیمان، به یکی از موضوعات قابل توجه برای فعالان صنعت ساختمان تبدیل شود.
بر اساس آمارهای منتشرشده با استناد به دادههای مرکز آمار ایران، در نیمه نخست سال ۱۴۰۴ برای ساخت حدود ۱۹۱ هزار و ۳۷۶ واحد مسکونی در کشور پروانه ساختمانی صادر شده است؛ این رقم در نیمه نخست سال ۱۴۰۳ حدود ۲۴۹ هزار و ۸۴۸ واحد بوده است.
به این ترتیب، تعداد واحدهای مسکونی پیشبینیشده در پروانههای ساختمانی در نیمه نخست ۱۴۰۴ نسبت به مدت مشابه سال قبل حدود ۲۳.۴ درصد کاهش داشته است. این آمار در گزارشی که ۹ دی ۱۴۰۴ منتشر شده، مورد استناد قرار گرفته است.
کاهش صدور پروانه از این جهت اهمیت دارد که یکی از شاخصهای مهم برای سنجش ورود پروژههای جدید به چرخه ساختوساز محسوب میشود.
اما آیا میتوان از این کاهش، بلافاصله کاهش مشابهی در مصرف سیمان و سایر مصالح ساختمانی نتیجه گرفت؟
پاسخ لزوماً مثبت نیست.
صدور پروانه ساختمانی بیشتر تصویری از ظرفیت ورود پروژههای جدید به بازار ارائه میکند، در حالی که مصرف مصالح در پروژههایی اتفاق میافتد که ممکن است ماهها یا حتی سالها قبل آغاز شده باشند.
یک پروژه ساختمانی پس از دریافت پروانه، طی مراحل مختلفی مانند خاکبرداری، اجرای فونداسیون، اسکلت، دیوارچینی و سایر عملیات اجرایی پیش میرود و نیاز آن به مصالح در هر مرحله متفاوت است.
از این رو، کاهش صدور پروانههای جدید میتواند ابتدا بر چشمانداز تقاضای آینده اثر بگذارد و الزاماً به معنای کاهش فوری مصرف سیمان در همان دوره نباشد.
سیدمحمد فتاح جهرمی، بنیانگذار سامانههای سیوانلند و مازیس و کارشناس صنعت ساختمان، درباره این تفاوت زمانی معتقد است:
«پروانه ساختمانی یک شاخص مهم برای شناخت پروژههای جدید است، اما مصرف مصالح تابع مرحله اجرای پروژههاست. بنابراین برای تحلیل بازار باید بین شروع پروژه، اجرای پروژه و مصرف واقعی مصالح تفاوت قائل شد.»
یکی دیگر از نکات مهم در تحلیل بازار سیمان، تفکیک انواع عرضه و محل مصرف است.
دادههای منتشرشده درباره عملکرد صنعت سیمان در سال ۱۴۰۳ نشان میدهد پیشفروش سیمان فله و پاکتی هر دو رقم قابل توجهی داشتهاند. این ارقام را البته نباید مستقیماً معادل «مصرف نهایی» دانست؛ زیرا پیشفروش، عرضه، معامله و مصرف نهایی مفاهیم متفاوتی هستند. با این حال، این دادهها نشان میدهد که سیمان فله و سیمان پاکتی هر دو بخش مهمی از بازار را تشکیل میدهند و رفتار آنها باید جداگانه مورد بررسی قرار گیرد:
| نوع سیمان | پیشفروش خاکستری در سال ۱۴۰۳ | کاربرد اصلی |
|---|---|---|
| سیمان فله | حدود ۳۱.۸۳۳ میلیون تن | تولید بتن آماده و پروژههای حجم بالا |
| سیمان پاکتی | حدود ۲۸.۳۹۶ میلیون تن | شبکه توزیع عمومی و مصارف کارگاهی |
بنابراین بررسی صرف قیمت سیمان پاکتی نمیتواند تصویر کاملی از وضعیت بازار سیمان ارائه دهد.
بورس کالا یکی از منابع مهم برای رصد شفافتر معاملات سیمان است. اطلاعات مربوط به عرضه، تقاضای ثبتشده و معاملات انجامشده میتواند بخشی از رفتار بازار را نشان دهد.
برای نمونه، گزارشهای رسمی منتشرشده درباره معاملات سیمان نشان میدهد این بازار همچنان از حجم قابل توجهی از عرضه و معامله برخوردار است.
اما در اینجا نیز یک تفکیک کارشناسی ضروری است: تقاضای ثبتشده در بورس کالا با مصرف نهایی یکسان نیست.
کالا پس از معامله ممکن است وارد شبکه توزیع، انبار یا پروژه شود و مصرف آن در زمان دیگری اتفاق بیفتد.
از همین رو، تحلیل حرفهای بازار مصالح ساختمانی باید مسیر کالا را از تولید تا مصرف دنبال کند.

مهندس فتاح جهرمی در این زمینه میگوید:
«معامله یک داده بسیار مهم است، اما برای رسیدن به مصرف واقعی باید بدانیم کالای معاملهشده چه زمانی، توسط چه کسی و در کدام بخش زنجیره مصرف شده است.»
برای این پرسش چند توضیح قابل بررسی وجود دارد:
بنابراین، مشاهده کاهش پروانههای ساختمانی در کنار تداوم نسبی معاملات سیمان، لزوماً یک تناقض نیست؛ بلکه میتواند نتیجه تفاوت زمانی و تفاوت دامنه این دو شاخص باشد.
در بازار فعلی، قیمت سیمان یکی از موضوعات مورد توجه سازندگان و فعالان صنعت ساختمان است؛ اما افزایش یا کاهش قیمت را نمیتوان بهتنهایی نشانه رونق یا رکود دانست.
قیمت سیمان میتواند تحت تأثیر عوامل متعددی از جمله هزینه تولید، انرژی، حملونقل، میزان عرضه، موجودی، شرایط توزیع و تقاضای بازار قرار گیرد.
بنابراین افزایش قیمت سیمان لزوماً به معنای افزایش مصرف نیست و کاهش قیمت نیز الزاماً به معنای کاهش تقاضا نخواهد بود.
برای تحلیل قیمت مصالح ساختمانی باید مجموعهای از متغیرها همزمان بررسی شوند.
به بیان دیگر، سؤال بازار نباید فقط این باشد که «قیمت سیمان امروز چقدر است؟»؛ بلکه باید پرسید چه میزان سیمان تولید شده، چه مقدار عرضه و معامله شده و چه مقدار از آن به مصرف واقعی رسیده است.
یکی از چالشهای جدی صنعت ساختمان، پراکندگی اطلاعات در بخشهای مختلف زنجیره است.
تولیدکننده اطلاعات تولید و عرضه را در اختیار دارد؛ بورس کالا اطلاعات معاملات را ثبت میکند؛ پروژه ساختمانی اطلاعات اجرای خود را دارد و شبکه توزیع نیز اطلاعات مربوط به فروش و تحویل را در اختیار دارد.
اما اگر این دادهها در کنار یکدیگر قرار نگیرند، تحلیل وضعیت واقعی بازار دشوار خواهد بود.
از نگاه کارشناسی، آینده بازار مصالح ساختمانی بیش از گذشته به دادههای دقیق، قابل ردیابی و قابل مقایسه نیاز دارد.
فتاح جهرمی معتقد است:
«اگر دادههای تولید، عرضه، قیمت، سفارش، خرید، تحویل و مصرف در یک زنجیره اطلاعاتی قرار بگیرند، میتوان به جای تحلیلهای مقطعی، رفتار واقعی بازار را شناسایی کرد.»
توسعه زیرساختهای دیجیتال یکی از مسیرهایی است که میتواند به شفافتر شدن بازار مصالح ساختمانی کمک کند.
سیوانلند با تمرکز بر بازار مصالح ساختمانی، بستری تخصصی برای دسترسی به اطلاعات کالا، استعلام قیمت، ارتباط با تأمینکنندگان و فرآیند تأمین مصالح ایجاد کرده است.
هدف چنین زیرساختی صرفاً انتقال فروش سنتی به فضای آنلاین نیست؛ بلکه ایجاد دسترسی بهتر به اطلاعات و سادهتر کردن ارتباط میان عرضه و تقاضا در زنجیره تأمین مصالح ساختمانی است.
این موضوع بهویژه در بازاری که قیمت، موجودی، محل تأمین، هزینه حمل و زمان تحویل میتوانند بر تصمیم خرید اثر بگذارند، اهمیت بیشتری پیدا میکند.
برای ارزیابی دقیقتر وضعیت بازار سیمان و صنعت ساختمان، مجموعهای از شاخصها باید همزمان مورد توجه قرار گیرد:
هیچیک از این شاخصها بهتنهایی تصویر کاملی از بازار ارائه نمیکند.
کاهش صدور پروانههای ساختمانی یک علامت مهم درباره کاهش ظرفیت ورود پروژههای جدید به بازار ساختوساز است، اما نمیتوان از آن بهتنهایی کاهش متناسب مصرف سیمان را نتیجه گرفت.
از سوی دیگر، تداوم تولید و معاملات سیمان نیز بهتنهایی نشانه رونق ساختوساز نیست.
آنچه اهمیت دارد، بررسی ارتباط میان این دادهها و شناخت مسیر واقعی کالا در زنجیره تأمین است.
در شرایطی که بازار ساختوساز با افزایش هزینهها و کاهش انگیزه برای شروع پروژههای جدید مواجه است، رصد همزمان قیمت سیمان، قیمت سیمان پاکتی، قیمت سیمان فله، تولید، عرضه، تقاضا، معاملات و مصرف واقعی میتواند تصویر دقیقتری از وضعیت بازار مصالح ساختمانی ارائه کند.
به نظر میرسد مرحله بعدی تحول صنعت ساختمان، صرفاً افزایش یا کاهش قیمت مصالح نیست؛ بلکه شفاف شدن دادههای بازار و امکان تصمیمگیری بر اساس اطلاعات واقعی است.
بازاری که اطلاعات آن دقیقتر در دسترس باشد، برای تولیدکننده، تأمینکننده و سازنده نیز قابل پیشبینیتر خواهد بود؛ و توسعه بسترهای تخصصی و دادهمحوری مانند سیوانلند میتواند بخشی از این مسیر را شکل دهد.
نظر شما چیست؟
به نظر شما فاصله میان آمار پروانههای ساختمانی و رفتار واقعی بازار سیمان در ماههای آینده کم میشود یا بیشتر؟ اگر در صنعت ساختوساز یا تأمین مصالح فعالید، تجربه و تحلیل خودتان از این تناقض را در بخش نظرات با ما در میان بگذارید.